
چرا هنگام التهاب جسمی، حوصلهی جمع و لذت بردن را نداریم؟
آیا تا به حال متوجه شدهاید که در زمان ابتلا به یک سرماخوردگی خفیف یا احساس ناخوشی جسمی، حتی وقتگذرانی با عزیزترین دوستانتان هم خستهکننده به نظر میرسد؟ در چنین لحظاتی، اغلب ما خودمان را سرزنش میکنیم که چرا بیحوصله، منزوی یا «بیانگیزه» شدهایم. اما واقعیت این است که روان و جسم ما در یک پیوند تنگاتنگ و مداوم با یکدیگر گفتگو میکنند.
یافتههای پژوهشی تازه در حوزه روانشناسیعصبی نشان میدهند که فعال شدن سیستم ایمنی و بروز التهاب در بدن، حتی پیش از آنکه علائم شدید بیماری ظاهر شوند، میتواند تمایل ما به ارتباطات اجتماعی و قدرت تجربه لذت را کاهش دهد. از دیدگاه تکاملی، این پاسخ زیستی کاملاً هوشمندانه است؛ بدن با کاهش تمایل ما به فعالیتهای بیرونی، انرژی لازم را برای بازسازی و ترمیم درونی ذخیره میکند.
در رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، ما یاد میگیریم که به جای جنگیدن با حالتهای درونی یا برچسب زدن به خود، خردمندانه به پیامهای بدن گوش دهیم. وقتی متوجه میشویم که بیحوصلگی یا انزوای موقت ما ریشه در واکنشهای بیولوژیک بدن دارد، میتوانیم سرزنشگر درونی را خاموش کنیم و با نگاهی مهربانتر به خود بنگریم.
شناخت این پیوند به ما کمک میکند تا مرز میان «افسردگی روانی» و «خستگی زیستی» را بهتر تشخیص دهیم. اگر در روزهایی احساس میکنید توان انرژی گذاشتن برای روابط اجتماعی را ندارید، به جای مجبور کردن خود به حضور در جمع، فرصت استراحت و ترمیم را به جسم و روانتان بدهید.
در نهایت، شفقت ورزیدن به خود یعنی پذیرش محدودیتهای موقت بدن با مهربانی. با دادن این اجازه به خود که در روزهای بیرمقی کمی عقبنشینی کنید، نه تنها به بهبود جسمی خود کمک میکنید، بلکه روابط اجتماعیتان را هم از فشارهای بیمورد حفظ خواهید کرد.
این یادداشت با کمک هوش مصنوعی و بر پایهی خبر/پژوهش منبعِ ذکرشده تهیه شده و صرفاً جنبهی اطلاعرسانی عمومی دارد؛ جایگزین تشخیص یا مشاورهی تخصصی نیست. برای بررسی وضعیت شخصی خود حتماً با یک متخصص مشورت کنید.
منبع الهام: PsyPost