
آیا ضربان قلب پایین دلیل رفتارهای پرخطر است؟ نگاهی تازه به هیجانخواهی
برای سالها در علم روانشناسی این باور وجود داشت که پایین بودن ضربان قلب در حالت استراحت میتواند نشانهای از بیباکی و تمایل به رفتارهای ضداجتماعی یا قانونشکنی باشد. الگوی ذهنی قدیمی این بود که افراد با ضربان قلب پایینتر، کمتر دچار اضطراب میشوند و در نتیجه راحتتر دست به رفتارهای پرخطر میزنند. اما پژوهشهای جدید ژنتیکی روی دوقلوها نشان میدهند که این رابطه علت و معلولی مستقیم نیست و بدن ما تعیینکننده سرنوشت اخلاقی ما نیست.
آنچه در این میان نقش کلیدی و قابل تغییری ایفا میکند، سازوکاری به نام «هیجانخواهی» (Sensation Seeking) است. هیجانخواهی تمایل روانشناختی برای تجربه احساسات جدید، پیچیده و هیجانانگیز است. زمانی که به جای متهم کردن زیستشناسی فرد، بر روی نحوه مدیریت هیجانخواهی تمرکز میکنیم، مسیرهای درمانی نوین و امیدبخشی پیش روی ما گشوده میشود.
از دیدگاه شناختی-رفتاری (CBT)، هیجانخواهی یک خصوصیت ساختاریِ غیرقابلتغییر نیست، بلکه مجموعهای از افکار، تمایلات و الگوهای رفتاری است که میتوان آنها را بازشناسی و هدایت کرد. وقتی فردی تمایل بالایی به هیجان دارد، مسئله اصلی نخواستن یا نتوانستن نیست، بلکه عدم وجود «کانالهای سازنده» برای پاسخ به این نیاز روانی است. اگر هیجانخواهی در مسیرهای مثبت هدایت نشود، ممکن است به شکل قانونشکنی یا رفتارهای پرخطر بروز کند.
در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، ما به افراد میآموزیم که تمایل روانی خود به تجربه هیجان را بپذیرند، بدون آنکه مجبور باشند بر اساس تکانههای مخرب رفتار کنند. نیازی نیست با نیاز خود به هیجان بجنگید؛ بلکه میتوانید از خود بپرسید: «چگونه میتوانم این انرژی و هیجانخواهی را در جهت ارزشهای عمیق زندگیام (مانند ورزشهای جسورانه، خلاقیت، یا کارآفرینی) به کار گیرم؟»
این یافته جدید پیام مهمی برای والدین، مربیان و روانشناسان دارد: به جای برچسب زدن به رفتارهای زیستی یا ترس از ویژگیهای جسمانی، باید بر آموزش مهارتهای خودتنظیمی و ایجاد بسترهای امن برای تخلیه هیجانات تمرکز کنیم. هیجانخواهی یک موتور محرک قوی است؛ هنر ما در روانشناسی این است که رانندگی با این موتور قدرتمند را به افراد آموزش دهیم تا به جای تصادف، به مقصدهای ارزشمند برسند.
این یادداشت با کمک هوش مصنوعی و بر پایهی خبر/پژوهش منبعِ ذکرشده تهیه شده و صرفاً جنبهی اطلاعرسانی عمومی دارد؛ جایگزین تشخیص یا مشاورهی تخصصی نیست. برای بررسی وضعیت شخصی خود حتماً با یک متخصص مشورت کنید.
منبع الهام: PsyPost